"پنجشنبه","Saturday" => "شنبه","Sunday" => "يكشنبه","Monday" => "دوشنبه","Tuesday" => "سه شنبه","Wednesday" => "چهارشنبه","Friday" => "جمعه"); $month = Array("فروردين","ارديبهشت","خرداد","تير","مرداد","شهريور","مهر","آبان","آذر","دي","بهمن","اسفند"); list( $gyear, $gmonth, $gday ) = preg_split ( '/-/', '2005-03-22' ); list( $jyear, $jmonth, $jday ) = gregorian_to_jalali($gyear, $gmonth, $gday); echo "
" . $week["Tuesday"] . " ". $jday . " " . $month[--$jmonth] . " " . $jyear . "
" ?>

فريدون زندي: به آرزويم مي رسم، جام جهاني 2006 به مردم عيدي مي دهيم، ايپنا

فريدون زندي

"يك بار خانه‌مان را آتش زد، ساعت 6 صبح، 3 ساله بود، ديدم دارم خفه مي‌شوم، سراسيمه از خواب بلند شدم و بعد ديدم بله حضرت آقا خانه را آتش زده... رفتم آتش را خاموش كنم كه البته بي‌نصيب هم نشدم. دست و پايم كمي سوخت... بچگي‌هاش خيلي شيطان بود، خيلي اما حالا، نه. اگر مخاطب قرارش ندهي ساعت‌ها با تو صحبت نمي‌كند، كم حرف و گوشه‌گير شده."

يك نفر كه از آلمان آمده بود تهران يك روز بلند شد رفت فدراسيون فوتبال ايران و بعد كميته جوانان و گفت: پسر من فوتبال بازي مي‌كند تو آلمان، به‌ تيم زير بيست و يك ساله‌هاي آلمان هم دعوت شده اما خيلي دوست دارد براي كشورش فوتبال بازي كند، بايد چه‌كار كنيم؟ البته آن آقايي كه اين همه راه كوبيده بود و آمده بود ايران، مي‌دانست كه ما زياد عادت نداريم كه همان جلسه اول جواب بدهيم و حتماً مي‌دانست كه هميشه قول مساعد مي‌دهيم اما بعد يادمان مي‌رود.

وقتي برگشت آلمان به پسرش كه منتظر بود گفت: باباجان دعوت تيم ‌ملي آلمان را قبول كن! از قرار معلوم جوابي در راه نيست."

يك پدر ايراني، مادر آلماني و بعد پسر؛ فريدون زندي!

اسم فريدون زندي شايد براي آنهايي كه الان دارند در پارك‌ها ورزش مي‌كنند كمي آشنا باشد. فريدون زندي دهه 40. بوكسور قهرمان ايران. اما اين فريدون زندي كه نامش براي يادبود آن فريدون زندي است، البته مثل آن قبلي نامش گره‌خورد با نام ايران.

پدر با افتخار سخن مي‌گويد از پسر و پسر شأن پدر و خانواده را نگه مي‌دارد.
پرويز زندي يك روز كه قرار بود بعد از 3 سال برگردد ايران، هيچ‌وقت فكر نمي‌كرد كه بايد دوباره برود همان كشوري كه 3 سال درس كشتي‌سازي خوانده بود، اما انگار بايد مي‌رفت: "آمدم ايران ديدم، نه آقا خبري نيست. بيكاري است. دوباره برگشتم آلمان. هتل داري و رستوران داري." مي‌گويم چه سالي؟!
مي‌گويد: "سال 1970 رفتم آلمان براي خواندن درس كشتي‌سازي و البته بعد از 3 سال بازگشتم. سال 1973 دوباره بازگشتم."

فريدون در آلمان به‌دنيا آمد.
آره. بعضي‌ها به اشتباه مي‌گويند كه متولد ايران است، اما اين‌طور نيست، فريدون يك بار آمد ايران و آن موقع 9 ماهه‌ بود. زمان اوايل انقلاب با خانواده آمدم ايران براي ديدن آشنايان و دوستان، فريدون هم آمد با ما"

فوتبال را از كي شروع كرد؟
از 5 سالگي رفت باشگاه. با مادرش مي‌رفت باشگاه نزديك خانه. يك باشگاه بود به اسم "بولز" 6 مايلي آنجا بود كه دزديدنش!...

دزديدنش؟!
آره ديگر. بردندش! اينقدر خوب بود كه بردندش. يك باشگاهي بود به اسم كينكن. بعد از آن عضو تيم منتخب شمال آلمان شد و يك مقطعي هم، فكر مي‌كنم يك سالي، عضو تيم وردربرمن بود. آنها مي‌خواستند كه فري برود در مدرسه شبانه‌روزي فوتبال باشد كه فريدون قبول نكرد.

چرا؟
مي‌گفت براي من زود است. تازه 13 ساله شده بود. بعدش هفته‌اي چهار بار خودم با ماشين مي‌بردمش يك باشگاهي به اسم "مپن" 100 كيلومتر با شهر ما فاصله داشت. بعد آنجا بود كه تيم زير 21 ساله‌هاي آلمان او را دعوت كرد.

همان موقع بود كه آمديد ايران و اطلاع داديد كه فريدون در آلمان فوتبال بازي مي‌كند.
انگار همان موقع‌ها بود. آمدم گفتم آقا پسر من با فلان مشخصات به تيم‌ملي زير 21 ساله‌هاي آلمان دعوت شده... اما ضعيف بودند آقا. هيچ خبري نشد.

فريدون زندي البته الان قابل تقدير است. همان موقع يك روزنامه در خصوص تلاش فريدون زندي براي پيوستن به تيم‌ملي ايران نوشت: "شنيديم دولت ايران يك بودجه هنگفت را به‌همين دليل تصويب كرده و يا چندي پيش معاون وزير بازرگاني با هيأتي بلندپايه براي ترغيب ايرانيان مقيم امارات به آن كشور سفر كرد تا آنها به وطن برگردند. اما روشن است كه هيچ كدام از اين اقدامات به اندازه حضور يك ايراني متولد و مقيم آلمان براي حضور در تيم‌ملي فوتبال ايران خبرساز و توجه برانگيز نبوده است.

پرويز زندي از اين كه پسرش به تيم‌ملي ايران دعوت شد، احساس غرور مي‌كند. خيلي برايش مهم بود كه پسرش بيايد و براي كشوري كه فقط شب‌ها، موقع خواب برايش قصه از آن مي‌گفت، افتخار كسب كند:
"الان خيلي خوشحال است. براي آمدن و پيوستن دوباره به‌تيم ‌ملي ايران و ديدار با ژاپن لحظه‌شماري مي‌كند. از اين كه او موفق به حضور در تيم‌ ملي ايران شده بسيار خوشحال هستيم."

انگار فريدون براي آلمان هم بازي كرد؟
بله. گفت پدر بايد چه كار كنم. گفتم برو ديگر. ما سعي خودمان را مي‌كنيم. رفت در مقابل فرانسه دو تا بازي هم انجام داد. بعد از آن رفت تيم فرايبورگ، آنجا بود تا تيمشان رفت دسته دوم...

بعد از آن رفت لوبك
آره. يادم رفت اين را بگويم، فريدون يك مدت در تيم زير 21 ساله‌هاي آلمان كه بود دستش آسيب ديد و شكست. بعد رفت لوبك. آنجا در سال اول 11 گل زد و بعد سال بعد 14 گل الان هم كه در كايزرسلاترن بازي مي‌كند.

فريدون كه آمد براي بازي با بحرين خيلي منتظر يك بازي خوب بودند از او...
آره، خودش هم مي‌گفت كه بايد بحرين را مي‌بردند، اما نشد ديگر. اين را هم بگويم براي بازي با ژاپن بسيار مصمم است. مي‌گويد مي‌خواهم گل بزنم. اگر گل بزند، عيدي خوبي به ايرانيان مي‌دهد.
بله. خيلي علاقه‌مند به گلزني در مقابل ژاپن است.

يك پسر ديگر هم داريد؟
بله، كوروش. اين يكي درست مخالف فري است. كوروش توي كودكي آرام و گوشه‌گير بود و در بزرگسالي شر و شور ولي فريدون در بچگي، شر و شور بود و در بزرگسالي آرام.

كوروش هم ورزش مي‌كند؟
بله، كوروش بسكتباليست است. اتفاقاً او هم خيلي دوست دارد در تيم‌ملي بسكتبال ايران بازي كند. ما كانال‌هايي هم زده‌ايم، آنها قول مساعد داده‌اند؛ ببينيم قسمت چي مي‌شود. الان توي كلن دانشجوست.

مي‌دانيد محيط تيم‌ملي ايران و فوتبال آلمان قابل قياس نيست، ما اين را مي‌دانيم. فريدون برايش سخت نبود؟
نه آقا... خيلي خوشحال است.

خودش تصميم گرفت بيايد ايران؟
بله. او هميشه ايران را دوست داشت. در لوبك يك دوست ايراني داشت كه در رستوران كار مي‌كرد. هميشه براي غذا مي‌رفت پيش او، از كودكي هم هميشه با دورگه‌ها بوده و به ايران خيلي علاقه‌مند است.

آقاي زندي وعده ملاقات ما تهران
بله، حتماً ما زودتر از فري مي‌آييم.

ديروز كه صحبت مي‌كرديم با همسرتان ايشان هم فارسي خوب حرف مي‌زد. بله، او هم مي‌آيد ايران.

از اين كه يك پسري مثل فريدون زندي داريد كه به ايراني بودن خودش افتخار مي‌كند، ممنونيم.
خواهش مي‌كنم...

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

يك كمي كم مي‌آورد انگار، پرويز زندي 30 سال در آلمان زندگي كرده. اما ايراني بودن خودش و خانواده‌اش را فراموش نكرده، يادمان باشد.

فريدون زندي اولين بازيكني نيست كه متولد كشور ديگري است. اما براي سرزمين پدري اش به ميدان مي رود. البته از حسين صدقياني شروع شد. استاد صدقياني همان كس كه فوتبال را به ايران آورد، در بلژيك زندگي مي كرد و درس مي خواند، هرچند آن روزها كسي براي او دعوتنامه نفرستاد، اما صدقياني براي ايران آمد و تحولات آغازين فوتبال را بنا نهاد. سال ها گذشت، اوايل دهه پنجاه، خبر رسيد كه يك جوان چپ پا در تيم بوخوم آلمان بازي مي كند. آن روزها نه خبر از اينترنت بود نه ماهواره، براي اين كه از بازي هاي بوندس ليگا باخبر شوي بايد صبر مي كردي تا از تلكس ها خبر نتايج بازي ها برسد، ايرانياني كه از آلمان آمدند خبر آوردند در بوندس ليگا B كه آن زمان به صورت نيمه حرفه اي برگزار مي شد يك جوان ايراني الاصل، گوش چپ تيم بوخوم است كه شوت هاي وحشتناكي دارد. بعدها برادرانش او را به تهران آوردند، محمدرضا عادل‌خاني؛ او در تهران ماند، بازيكن تيم ملي و استقلال شد و تيم ملي كشورمان با گل عادل‌خاني توانست تيم رژيم صهيونيستي را شكست دهد و قهرمان آسيا شود و امروز رسيديم به فريدون زندي.

مي شود گشت و ايرانياني را جست كه عاشق مملكتشان هستند. اما فريدون زندي، فارسي را آموخته؛ اما به خوبي نمي‌تواند آن را صحبت كند. پس گفت‌وگو كردن با وي سخت است، براي ما كه تند تند صحبت مي‌كنيم!

تيم‌ملي ايران آمدي اولين چيزي كه مجذوبت كرد چه بود؟
من خيلي دوست داشتم براي ايران بازي كنم. يه اين آرزويم رسيدم.

باز هم آرزو داري؟
بله. حضور در جام جهاني در آلمان.

فكر مي‌كني به اين آرزو هم برسي؟
من مي‌دانم كه به اين آرزو مي‌رسم.

بازي در تيم‌ملي ايران چه تفاوت‌هايي با بازي در آلمان دارد؟
فضاي تيم‌ملي با باشگاه فرق مي كند. من تجربه 3 بازي ملي با تيم المپيك آلمان را دارم. در تيم ملي حداقل سالي 10 الي 20 بار دور هم جمع مي شوي، اما فضاي باشگاه متفاوت است. در باشگاه بايد مثل يك خانواده باشي كه هر روز كار كني.

تيم ملي ايران چطور بود؟
خيلي خوب. باور نمي‌كنيد، يانكر مهاجم كايزرسلاترن كه زماني با علي دايي هم بازي بود از خصوصيات مثبت ايراني‌ها برايم گفته بود. ابتدا به دليل تسلط زبان آلماني مهدي (مهدوي كيا) با او دوست شدم، من، مهدي و هاشميان زودتر از ديگر بچه‌ها به بحرين رسيديم، زماني كه كل تيم رسيدند هم فضاي فوق العاده‌اي بود. قرار بود من را معرفي كنند اما آنقدر محيط دوستانه بود كه نيازي به معرفي نداشت. بخصوص خداداد، فوتبال خداداد را زماني كه در كلن بازي مي كرد به ياد دارم، حضور خداداد در تيم‌ملي از لحاظ روحي و فني غنيمت است.

مي داني كه عيد نوروز در برابر ژاپن مسابقه مي دهي؟
من خيلي خوشحالم عيد نوروز در ايران هستم، خانواده‌ام هم مي‌آيند. در برابر ژاپن بايد خوب بازي كنيم تا مردم عيد خوبي داشته باشند.

كلام فريدون منقطع است. يك جور كش دادن حرف و سخن از روي عادت. مي‌گويد كه بايد فارسي را خوب ياد بگيرد تا بتواند بهتر بازي كند.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.ws/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/19602

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'فريدون زندي: به آرزويم مي رسم، جام جهاني 2006 به مردم عيدي مي دهيم، ايپنا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016