سه شنبه 7 خرداد 1387

صدور و اجرای حکم اعدام نوجوانان را متوقف کنيد، نامه محمد مصطفايی، وکيل بيست نوجوان به رئيس قوه قضائيه، روز آنلاين

‏
وکيل بيست نفر از نوجوانانی که با حکم اعدام در زندانهای ايران به سر می برند، در نامه سرگشاده ای به ‏رئيس قوه قضائيه، خواستار توقف صدور حکم اعدام و اجرای اين حکم برای نوجوانانی شد که در زمان ‏ارتکاب جرم، زير ۱۸ سال سن داشته اند.‏

محمد مصطفايی که اينک چند تن از موکلانش در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند و مشی حقوقی پرونده ‏های ايشان و همچنين تلاشهای خيرخواهانه بسياری از فعالان حقوق بشر در نجات ايشان نيز، تغييری در اين ‏پرونده ها ايجاد نکرده است، در نامه سرگشاده خود به آيت اله شاهرودی، با اشاره به بيش از صد نوجوان ‏منتظر حکم اعدام، به نقض قانون در رسيدگی به جرايم اطفال اعتراض کرده است.‏

در اين نامه همچنين مصطفايی از رئيس قوه قضائيه دعوت کرده است تا از نزديک با ابعاد و وجوه مختلف ‏اين مجرمان نوجوان آشنا شود.‏

نامه سرگشاده اين وکيل جوان به رئيس قوه قضائيه چنين است: ‏

محضر مبارک حضرت آيت الله هاشمی شاهرودی
رياست محترم قوه قضاييه

با سلام و احترام

بر حسب وظيفه به عنوان يک خدمتگزار سيستم قضايی کشور و وکيل مدافع بيست نفر از اطفالی که در زمان ‏بازداشت به اتهام ارتکاب قتل عمد، سنشان کمتر از ۱۸ سال بوده و به مجازات قصاص نفس (اعدام) محکوم ‏شده اند، بدينوسيله مراتب اعتراض و نگرانی خود را از نقض قانون در رسيدگی به جرايم اطفال اعلام می ‏نمايم و از جنابعالی تقاضا دارم در راستای پايبندی به اجرای قانون، دستور توقف صدور و اجرای حکم اعدام ‏به عنوان مجازات برای جرايم ارتکابی توسط اطفال زير ۱۸ سال را صادر فرماييد.‏
‏ ‏
جناب آقای شاهرودی، ‏

همانطور که مستحضريد هم اکنون حدود ۱۰۰ نفر، در زندانهای کشورمان در حبس به سر می برند که ‏سنشان در زمان ارتکاب جرم، زير ۱۸ سال بوده و با صدور احکام قصاص و اعدام، روز و شب را در ‏بدترين شرايط می گذرانند و منتظر اجرای حکم مرگی هستند که به ناروا گريبانشان را گرفته و آنها به اين ‏اميد که به دليل سن کمشان و اينکه اکثر قريب به اتفاق کشورهای دنيا مجازات مرگ را به ويژه برای اطفال ‏از قوانينشان حذف نموده اند و روزی به زندگی باز خواهند گشت و جبران مافات خواهند کرد بازداشت ‏هستند. ‏

و نيز مستحضريد که ايران در سال ۱۳۷۲ کنوانسيون حقوق کودک را پذيرفته و در سال ۱۳۵۴ به ميثاق بين ‏المللی حقوق مدنی و سياسی پيوسته است. در هر دو سند بين المللی به صراحت، دولتها از اعمال مجازات ‏مرگ برای اطفالی که در زمان ارتکاب جرم سنشان کمتر ۱۸ سال بوده، منع شده اند. مهمتر اينکه منع اين ‏مجازات غير قابل برگشت به زندگی، در ماده ۳۷ کنوانسيون حقوق کودک به تصويب مجلس شورای اسلامی ‏رسيده و شورای محترم نگهبان در نظريه خود هيچگونه ايراد شرعی بر اين ماده قانونی وارد نياورده است. ‏ليکن متاسفانه با وجود اينکه ماده ۹ قانون مدنی، تعهدات بين المللی را که مورد پذيرش کشورمان قرار گيرد ‏در حکم قانون قلمداد ‏

می کند، قضات دادگستری از اعمال و اجرای اين ماده قانونی و به تبع آن اجتناب از صدور حکم به سلب ‏حيات از اطفال، خودداری می ورزند و اطفال را به مرگ محکوم نموده و پس از بلوغ اطفال و رسيدن آنان ‏به سن ۱۸ سالگی، مجازات اعدام را در مورد آنان اجرا می‌کنند.‏

جناب آقای شاهرودی، ‏

ای کاش می شد زمانی را صرف ديدار و ملاقات با اين عده از اطفال نماييد تا به اين نتيجه برسيد که در ‏حقيقت آنها قربانيان جامعه می باشند. آنها ناخواسته فعلی را مرتکب شده اند که در نهايت می بايست بهای آن ‏عمل از پيش نادانسته و ناخواسته را با مرگ خويش بپردازند.‏

‏ متاسفانه معدودی از قضات دادگستری، کسانی را به قصاص نفس واعدام محکوم می نمايند که حتی بعضا ‏طبق نظر پزشکی قانونی در حين ارتکاب جرم فاقد رشد عقلانی و فکری بوده اند (همانند محمد لطيف و ‏حجت حيدری) و بعضا خود مرتکب جرم قتل نشده و جرم را به گردن گرفته اند و حال مرگ در انتظارشان ‏است (همانند محمدرضا حدادی و دل آرا دارابی). در ميان اين افراد، اطفالی مشاهده می شوند که بعضا در ‏دفاع از جان خود مرتکب جرم شده ولی در اثبات ادعای خود به گونه ای عاجز شده و يا قضات رسيدگی کننده ‏به پرونده، دلايل آنان را ناديده انگاشته اند (همانند رضا علی نژاد و حسين ترنج) و تمامی آنها بدون قصد و ‏نيت قبلی مرتکب عملی شده اند که عملشان قتل ديگری را در بر داشته و حال نادم و پشيمان، به اميد تغيير ‏رويه ای که سالها بر خلاف قانون موجبات صدور احکام مرگ را فراهم نموده، می باشند. ديدار و استماع ‏درد دل اين اطفال با در نظر گرفتن انگيزه های کودکانه آنها در ارتکاب جرم نشان می دهد آنها به هيچ ‏عنوان مستحق مجازات مرگ نيستند. آنها تا چشم گشوده اند خود را دستبند به دست و پابند به پا، در پشت ميله ‏های زندان يافته و بی آنکه تصور زيبايی از زندگی داشته باشند، خود را بالای دار يافته و نفس برخی از آنها، ‏از بدن نحيف و ناتوانشان جدا شده است.‏

جناب آقای شاهرودی، ‏

آيا از نظر قضائی درست است در جايی که قانون اعمال مجازات مرگ را برای افرادی که در زمان ارتکاب ‏جرم سنشان کمتر از ۱۸ سال می باشد منع می کند، آنها را برخلاف قانون به دار آويزيم؟ آيا انصاف است ‏بدون در نظر گرفتن رشد فکری و عقلانی که شرط قصاص است آنها را به مجازات اعدام محکوم کنيم؟ آيا ‏انصاف است در جايی که بيش از ۱۸۵ کشور دنيا مجازات مرگ را برای اطفال زير ۱۸ سال از قوانينشان ‏برداشته اند، ما با داشتن قانون و تعهدات بين المللی، مبنی بر منع مجازات اعدام برای اطفال زير ۱۸ سال آنها ‏را به مرگ محکوم کنيم؟ و آنها را در زندان زير اعدام نگاه داريم تا هنگامی که اين اطفال به سن بالای ۱۸ ‏سال رسيدند آنها را اعدام کنيم؟ ‏

جناب آقای شاهرودی، ‏

يقين دارم که شما می توانيد اين رويه ناصحيح و ناعادلانه ای را که سالهاست گريبان اطفال زير ۱۸ سال را، ‏به دليل عدم دقت و اجرای مفاد قانونی توسط قضات گرفته است، از ميان برده و قانون عادلانه را جايگزين ‏نماييد. ما چشم اميد به لايحه رسيدگی به جرايم اطفال و نوجوانان را داشتيم که متاسفانه سالهاست در کميسيون ‏حقوقی و قضايی مجلس خاک می خورد. اکنون بنا به ضرورت برای نجات جان اين اطفال به شما روی ‏آورده‌‏‎ايم که تا تصويب آن لايحه به اقتضای موقعيت خويش در راستای اجرای قانون کشور عمل کنيد. اگر ‏شما به عنوان بالاترين عضو کميسيون حقوق بشر قوه قضاييه چنين عملی را انجام ندهيد پس از چه کسی می ‏توان توقع پيشگيری از ادامه اين روند و رويه ناعادلانه که برخلاف حقوق بشر می باشد را داشت. ‏

جناب آقای شاهرودی، ‏

شما اجرای احکام قصاص نفس برای سه نوجوان، به نامهای بهنام زارع، بهنود شجاعی و سعيد جزی از ‏موکلان اينجانب را که در سن زير ۱۸ سال دستگير و به قصاص نفس محکوم شده اند را تنفيذ نموده و اذن به ‏اجرای احکام آنها را داده ايد. احکامی که محکومين آنها به هيچ عنوان مستحق اعدام نيستند و ناخواسته وارد ‏ماجرايی شده اند که دست تقدير آنها را در انتظار مرگ قرار داده است. ‏

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

جناب آقای شاهرودی، ‏

آيا سزاوار است در جايی که کودک بايد با روحيه ای پرتفاهم، گذشت، معتقد به دوستی با مردم، صلح و ‏برابری جهانی و با آگاهی کامل بر اين توانايی، پرورش يابد، شاهد باشيم که او در محيطی پر تنش و بدون ‏امکانات پرورشی مناسب بزرگ شود، خشونت را از جامعه ای که در آن زندگی می کند آموخته و با کم ترين ‏تلنگری به سوی ناهنجاری کشيده شده و در پی آن به دار آويخته شود؟ آيا سزاوار است در جايی که کودک می ‏بايست به دليل عدم تکامل رشد بدنی و فکری، مورد توجه خاص و مراقبت ويژه قرار گيرد بدون داشتن چنين ‏شرايطی پس از انجام عملی کودکانه و بدون قصد و نيت مجرمانه، وی را به مرگ محکوم نموده و در نهايت ‏جانش را به عمد و با قصد قبلی بستانيم؟ آيا سزاوار است در جايی که می بايست برای کودکان وسايل ‏ضروری آموزش و پرورش فکری، اخلاقی و اجتماعی مهيا کنيم و منافع کودکان را در اولويت قرار دهيم و ‏در محيطی سالم و فضايی پر از مهر و محبت تربيت کنيم بدون توجه به موارد فوق و آگاهی دادن کودکان به ‏نکات ياد شده، آنها را در صورت ارتکاب جرايمی که مجازات آنها سلب حيات است از ادامه زندگی محروم ‏و مجازاتی را برای آنها در نظر گيريم که بر خلاف فلسفه مجازاتها، راهی برای تربيت و بازگشت اين عده از ‏افراد به جامعه وجود نداشته باشد؟

حال با عنايت به اختيارات حضرتعالی، استدعا دارم هر چه سريعتر مقرر فرماييد صدور و اجرای احکام ‏مرگ برای اطفالی که در سن زير ۱۸ سال مرتکب جرم شده اند متوقف گردد.‏

با تقديم احترام شايسته - محمد مصطفايی ‏
وکيل ۲۰ نفر از اطفال محکوم به مرگ‏

Copyright: gooya.com 2016